| من هم خانه دار شدم |
| ساعت ۱٠:٤۳ ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٢ |
|
سلام.... پنجره التهاب ، خانه جديد آرش سيگارچی است
کلمات کلیدی:
|
|
| به ياد سياهکل |
| ساعت ۱٢:٠٤ ب.ظ روز سهشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٢ |
|
کلمات کلیدی:
|
|
| نامه شديد اللحن سخنگوی شورای نگهبان استان خطاب به معاون استاندار گيلان |
| ساعت ٤:٢۸ ب.ظ روز شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٢ |
|
حسن كربلايي ، سرپرست دفتر نظارت و بازرسي شوراي نگهبان استان گيلان و سخنگوي هيات نظارت بر انتخابات مجلس در نامه اي خطاب به «احمد حسيني» ، معاون سياسي - امنيتي استانداري گيلان و رييس ستاد انتخابات كشور با لحني همراه با توهين و افتراء سخن گفته است . متن كامل اين نامه جهت روشن شدن اذهان عمومي در زير مي آيد :
جناب آقاي حسيني معاون سياسي امنيتي استانداري گيلان با سلام و آرزوي توفيق روز افزون براي همه خدمتگزاران نظاممقدس جمهوري اسلامي نظر به در پيش بودن انتخابات مجلس هفتم و با توجه بهجوسازيهاي اخير مجريان قانون و مدعيان قانونگرايي نكاتيچند لازم به تذكر ديده شد كه بدين وسيله به اطلاع ميرسد. - اينجانب نه به عنوان عضو و سخنگوي نظارت استان بلكهبه عنوان فردي مطلع كه خدمات بيست و پنج ساله او دراستان بر كسي پوشيده نيست با شما مطالبي دارم كه عرضميكنم. - به صراحت ميگويم راهي كه ميرويد راه انقلاب اسلامينيست و مسندي كه به ناحق تصرف كردهايد مربوط بهوفاداران به نظام جمهوري اسلامي است نه شما. متاسفانه اعمال و رفتار و دسيسههاي پيدا و پنهان شما نه تنهامشكلي از مشكلات استان را حل نميكند بلكه روز به روز برمشكلات سياسي و فرهنگي استان ميافزايد. - چندين بار از ناحيه دوستان انقلاب اسلامي درمورد سخنانو مواضع شما تذكراتي به استاندارداده شده كه ظاهرا تصميمآقاي استاندار در حمايت قطعي از شماست و شايد هم شما راابزاري براي پياده كردن اهداف سياسي خويش ميداند. - اميدوارم در تصميمات خود تجديدنظر كنيد تا همانند دوتن از معاونان قبلي استانداري (معاونان سياسي) گيلان، مردمخواهان اخراجتان نگردند. - آقاي حسيني براي مردم روشن كنيد به عنوان معاون سياسيو مسوول انتخابات استانداري حرف ميزنيد يا به عنوانرييس يك حزب مثل مشاركت و يا سازمان م انقلاب اسلامي. - جلسات پي در پي شما با فرمانداران استان و درخواستاستعفاي دسته جمعي در راستاي كدامين هدف صورتميگيرد؟ مردم، شهدا و يا حاميان خارجي شما؟ - دادن رهنمود به فرمانداران مبني بر طرح عدم امنيتانتخابات در استان به كدام منظور است؟ - اهانت به علماي بزرگ نظام و فقهاي شوراي نگهبان چرا؟ - آيا تشكيل پي در پي جلسات احزاب و دادن مناصباستانداري به فعالان احزاب استان از وظايف نظام است، يااهداف حزبي شما؟ - وادار كردن فرمانداران به استعفا در روز بيستم دي ماه عليرغم نظر مخالف تني چند از آنان بنا بر چه دستوري است؟همان استعفايي كه ابتدا در روزنامهها آمد و پس از مصاحبهمن دنبال امضا آن رفتيد، آيا اين عمل كارشكني در امر نظامنيست؟ - آيا حمايت ازخاطيان و دزدان و خورندگان اموال عموميازاهداف وظايف اين مسند نيست؟ - به چه دليل در سخنراني خود گفتهايد ممكن است مردم درانتخابات شركت نكنند؟ آيا ضعف شما در بر پايي انتخاباتسالم باعث اين امر ميشود يا قانوني عمل كردن نظارت استاندر بررسي صلاحيتها. - اينكه غارتگران بيت المال تاييد شدند هنر است يا خيانت؟ - اگر نمايندگاني محكوم به بازپرداخت مبالغي شده باشند كهاز شهرام جزايري گرفتند و اگر نمايندهاي به عنوان عضونظارت در انتخابات شوراها رسما تني چند از منافقين را تاييدكند، از نظر شما افتخار است يا جرم؟ - اگر نمايندهاي با جعل امضا، فرد رد صلاحيت شده درانتخابات شوراها را تاييد نمايد و موجب درگيري با اعضاينظارت استان در شوراها شود، اگر نمايندهاي درمنطقه و شهرخود مشهور به كار چاق كني شود و در ازاي خدماتي كه برايافراد انجام ميدهد، مبالغ هنگفت دريافت دارد، اگر نمايندهايتمام همت خود را صرف تصرف اموال عمومي و زمينهايبنياد مستضعفان نموده و توانسته اكنون ميلياردر منطقه شود واگر نمايندهاي نظام جمهوري اسلامي را آدم كش معرفي نمايدو اگر نمايندهاي در پي ترويج فساد و تباهي در منطقه خودباشد، ميبايستي از نظر شما تاييد صلاحيت شود؟ - اگر داوطلبي تشييع پيكرهاي پاك شهداي گمنام كه مردمسراسر كشور پاي تابوت آنان به سر و سينه ميزنند و از آنانميخواستند تا شفيع قرار گيرند، را به خيمه شب بازي تشبيهنمايد، - اگر داوطلبي محكوم به پرداخت جرايم متعدد به دليلقاچاق كالا و تصرف بيت المال و... باشد، - اگر نمايندهاي نظام جمهوري اسلامي و حكومت اسلامي وقانون اساسي آن را قبول نداشته باشد:، - اگر كانديدايي به حكم دادگاه محكوم به ازدواج با فردي شودكه قبلا با او رابطه نامشروع داشته، - اگر كانديدايي به شكل ميلياردي هزينه كرده و براي خريدراي، سبيل خيليها را چرب كرده و منافقين و گروهكيهايملحد و ضد انقلاب فعالانه در ستادهاي او كار ميكنند، - اگر كانديدايي رسما اظهار دارد كه رشوه گرفته اما مبلغ آن كمبوده، اگر كانديداهايي پس از سوال كساني كه خود، آنان را معرفيكردهاند، معلوم شود اهل نماز نيستند، اگر افرادي بنا بر گزارشات منابع چهار گانه، كلاهبردار،گرانفروش، حمل كننده مشروبات الكلي و عضو حزبرستاخيز باشند، - اگر از ميان زنان داوطلب كساني باشند كه رسما روابط جلفو غير شرعي دختر و پسر را ترويج كرده وبا عكسهاي مبتذلدر كوچه و بازار مسلمين خودنمايي كنند، - اگر داوطلباني رسما خواستار تغيير قانون اساسي باشند واعلام دارند كه ما براي مبارزهبااين نظام قصد كانديداتوريداريم، - اگر جريانهاي مطرود امام و امت يعني ليبراليسم ومليمذهبيها رسما از كانديدايي حمايت كرده باشند. - اگر كانديدايي بيش از پنج بار به جرم گرانفروشي به دادگاهرفته و حدود بيست ميليون تومان جريمه شده باشد، - و اگر افرادي به دليل سو نظر به زنان و دختران بيگناه مردم،چشم چراني، شرابخواري، مستي، گرفتن رشوه و شهوترانيسو شهرت داشته باشد و همچنين دهها اگرديگر، آياميبايستي درهياتهاي اجرايي تاييد شوند؟ آيا همينها افتخاري است كه شما درانزلي از آن دم زديد.درواقع نه تنها افتخارنيست بلكه از ديدگاه ما اهانت و جسارتبه مردم و خيانت به نظام جمهوري اسلامي و يك ننگ آشكاراز ناحيه شما و فرمانداران شماست. - طرح اين موضوع كه بين كانديداها، اساتيد دانشگاه وجانبازان و تني چند از متخصصين هستند هم چاره درد شمانيست. اولا بيشتر اين گونه افراد تاييد شدهاند و ثانيا حضوراين افراد هم نميتوانداقدامات خلاف فرمانداران شما را توجهنمايد. - آقاي حسيني اگر هياتهاي اجرايي بدانند كه فرمانداران بانظامو انقلاب آنان چه كردهاند و تاييد متخلفين به بهانههايگوناگون چه اثرات نامطلوبي داشته و دارد، حتما به شما اجازهنخواهند داد به نام آنان سخن بگوييد. - آقاي حسيني ضمن احترامي كه براي همه كانديداها عدماحراز خورده و يا آنان كه به جمع تاييد شدهها خواهند پيوستقائلم، به شما عرض ميكنم ثبت نام به تنهايي حق آور نيستتا كسي مدعي باشد حقي ضايع شده است. - احراز صلاحيت از جمله وظايف هياتهاي اجرايي و نظارتبوده و اگر هياتهاي اجرايي به هر دليل در وظايف خود كوتاهيكردهاند، نظارت استان اين انگيزه، جرات و جسارت را داشته تااز همه منابع چهار گانه و تحقيقات محلي استفاده كرده و بهوظيفه عمل كند و در پيشگاه خداوند متعال شرمنده نباشد. - آقاي حسيني شما خوب ميدانيد داوطلبان از جناحهايگوناگون بودند و اكنون هم در بين افراد احراز صلاحيت شدهازگرايشهاي گوناگون جامعه و افراد مستقل به چشم ميخورندو همچنين در بين رد صلاحيت شدهها هم از جناحها وطرفداران جناحهاي مطرح كشور هستند. به شما و همه افراديكه در حزب شما قرار دارندعرض ميكنم از چپ و راست وحتي كساني كه در لباسهاي مقدس بوده و هستند افرادي ردصلاحيت شدند. بر همگان روشن است كه نظارت استان بدون در نظر گرفتنگرايشها، پروندهها را بررسي كرده و نظر خود را به تهران اعلامداشته است. - آقاي حسيني كاري نكنيد تا افشاگريها زياد شود و افراد افشاشده از ترس مردم توان ماندن در شهر و ديار خود را نداشتهباشند. - نظارت استان در مورد اين افراد و كساني كه فكر ميكنندحقي از آنان شايع شده، فقط گفته نميتوانند داوطلبنمايندگي مجلس شوند ولي اصلا نگفته آنان بايد از ديگرحقوق جامعه محروم بمانند و يا توان اجرايي و مديريتيندارند و يا خداي ناكرده بيدين، كافر و يا نامسلمان هستند.آقاي حسيني تا دير نشده از خر لجاجت پياده شويد و اجازهدهيد همان مردمي كه شما سنگ حمايت آنان را به سينهميزنيد، خود تصميم بگيرند و خود انتخاب كنند. آنان شعوردارند و ميفهمند و قرار نيست ديگر بار احزاب و جريانات وگروهها براي آنان تصميمگيري كنند. در مورد تعداد و نفرات شركت كننده در انتخابات هم نگراننباشيد. شما و ياورانتان در انتخابات شوراها همه را تاييدكرديد و گفتيد همه خوب هستند واصل بر برائت است. ازمناطق سابقه دار تا خائن به اموال عمومي و تا كساني كه رسماارزشهاي والاي جامعه را زير پا گذاشتند، همه و همه موردتاييد شما و باند شما ووزارت كشور شما و نظارت شما قرارگرفتند. مردم از اعمال و رفتار شما بدشان آمد نه از انقلاب. واكنون با صراحت ميگويم همان مردمي كه شما از آنان دمميزنيد از دزد و شرابخوار و رستاخيزي و ديوانه و گرانفروشو اخراجي و گروهكي و صاحبان غرور و تكبر و ثروت و مالاندوزان حقه باز به شدت متنفر هستند و از عملكرد هياتنظارت استان راضي بوده و بارها و بارها تشكر كردهاند و حتمادر انتخابات شركت نموده و بهترينها را انتخاب خواهند كرد. درمورد استعفا نيز از آنجايي كه براي رتق و فتق امور انتخاباتبه هماهنگي بين هياتهاي نظارت و فرمانداران نياز است، فلذاجهت آشنايي هر چه سريعتر با دست اندركاران جديد امرانتخابات لحظه شماري ميكنيم و يقين داريم اگر قرار براستعفا بوده براي نگهداري اين پستها اين همه بيديني صورتنميگرفت. و ماالنصر الا من عندا... العزيز الحكيم حسن كربلايي
کلمات کلیدی:
|
|
| فرامرز دعايی ، خواننده گيلانی پس از ۲۵ سال ، دوباره خواند |
| ساعت ۱٠:٢٥ ق.ظ روز جمعه ۱٠ بهمن ۱۳۸٢ |
|
«فرامرز دعايی» ، خواننده سرشناس سالهای قبل از انقلاب که ترانه ساز عشاق گيلانی بود پس تز سالها بيماری و البته محدوديت اعمال شده عليه او ، بالاخره سکوتش را شکست . متن مطلب قبلی ام را در باره «فرامرز دعايی» اينجا بخوانيد متن مطلب قبلی ديگر را در باره «فرامرز دعايی» اينجا بخوانيد مصاحبه ای را که خواهد خواند به دو روش تنظيم شده است . ابتدا متن فارسی آن که زحمتش بر عهده دوست و همکارم «نادر اسدی» ،خبرنگار و پيشکسوت مطبوعات استان بوده و بعد متن گيلکی که عينا مصاحبه را چون با گويش گيلکی - که برای فرامرز راحت تر بوده - انجام داده ايم برای علاقمندان گيلانی آورده ام. فرامرز دعايي دردل مردم جاي دارد* اهالي قلم در راستاي رسالت خطير خود باز هم در حركتيماندگار شادماني مردم گيلان را رقم زدند. <فرامرز دعايي> خالق <زاكي جان> هنرمندي است كه در حسنخدادي حنجرهاش، ترنم رودها و آواز جويبارهاي گيلان جارياست.اگرچه 25 سال پيش در اوج جواني و شادابي از ساده دلي وخط كشي زمانه روي صورت خود خبر داده بود اما امروز در آستانه سپري كردن پنجاه و يكمين بهار زندگي اوهم به جبر طبيعت از برف پيري بينصيب نشد و در حقيقت25 سال پيش براي امروز خوانده بود. نادر اسدي دعايي افزود: ولي در همان شرايط نيز در بعضي از جاها كهبوي شعر و شاعري ميداد كم و بيش ميخواندم و در ادامهروند بازگشت دوباره اساتيد فن و قديميهاي تلاشگر درعرصه هنر باعث شد تا انگيزهاي براي رويش دوباره در وجودمايجاد شود. دعايي در مورد تقويت انگيزه براي بازگشت مجدد به عرصههنري گفت: همه چيز به طور جدي از يك مصاحبه باروزنامهنگاران خوش ذوقه گيلاني شروع شد كه همان تيتر<ميخواهم به آغوش باز هنري برگردم> نشانگر راه و مسيرجديد زندگي و رويشي دوباره شد. وي افزود: مدتي از چاپ گفتگويم در روزنامه سپري شده بود،آقاي عليزاده رييس حراست صدا و سيماي مركز گيلان بهاتفاق آقاي نوجوان رييس واحد موسيقي اين مركز به سراغمآمدند. وي افزود: آن روز آقاي عليزاده، رييس حراست صدا و سيمامركز گيلان با لهجه شيرين و شيواي زادگاه خود (رودسر) چنانبرخورد خوب و به ياد ماندني داشت كه انگيزههاي بازگشتمجدد برايم صد چندان شد هرچند كار بسيار مشكل ودشواري را پيش روي داشتم، اما آمدم. وي يادآور شد: آقاي شهاب آزادي وطن، آقاي پورحسن ازصدا و سيما و ديگر عزيزان از جمله آقاي دكتر فدايي مدير كلبهزيستي استان گيلان، آقاي دكتر شيخ نژاد كه در ساخت دندانمو در بازگشت مجدد به عرصه هنريام، نقش ارزندهاي داشتنداز همه عزيزان تشكر و قدرداني ميكنم. فرامرز دعايي در مورد كار تازه خود كه با استقبال گيلانيانروبرو شد گفت: شعرو آهنگ <زاكي جان> از خودم است كهتنظيم آهنگ با آقاي منوچهر ويسانلو و ناظر ضبط آقايشهاب آزادي وطن بودند.وي افزود: در ادامه كار بايد با زمان به جلو بروم و براي آيندهبرنامهريزي كنم در حقيقت ميخواهم مانند گذشته كم بخوانمو نميخواهم تندتند كاست بيرون بدهم بلكه همه تلاشم راخواهم كرد چون دوست دارم كارهاي خوب و ماندنيتر ازهميشه به بيرون بدهم. فرامرز دعايي با اشاره به سابقه هنري خود گفت: متولد 1331هستم از 5 سالگي خواندن و نواختن و ضرب زدن را آغاز كردمبعد در مدرسه با شعر و سرود آشنا شدم كه هم شعر ميگفتم وهم سرود ميخواندم و در سال 1345 با آهنگ <شكايت> واردبازار كار هنري شدم.وي افزود: نورالدين دعايي پدر خدا بيامرزم به عنوان يكپيشكسوت هميشه پشتيبان و ياورم بود كه من پشت سر اورشد كردم. وي آن گاه با مروري به خاطرات گذشته خود گفت:آخرين كارم قبل از انقلاب، <فدايي> بود كه شعر آن از زنده يادشيون فومني بود آهنگ از خودم بود و تنظيم آن را آقايويسانلو عهدهدار بودند. وي افزود: در قديم آقايان ويسانلو با ويولون، احمدسيگارچي باعود، هوشنگ افتخاري با ضرب، داريوش عليزادهبا سنتور و جمشيد مرادي با ويولون مرا همراهي ميكردند. در ادامه اين گفتگو عليزاده رييس حراست صدا و سيماي مركزگيلان با اشاره به تلاشهاي انجام شده براي بازگشت مجدد آقايدعايي گفت با خواندن مصاحبه آقاي دعايي در يكي ازروزنامههاي محلي گيلان واظهار رغبت وي براي بازگشتمجدد به صدا و سيما و جامعه هنري مادست به كار شديمحتما ميپرسيد چرا حراست؟ به خاطر حفظ آثار و ماندگارشدن آنها به زادگاه آقاي دعايي در لشت نشا رفتيم و يكخاطره بسيار ارزشمند داريم چون در آنجا متوجه شديم اينهنرمند در دل مردم جاي دارد. وي افزود: لذا بعد از بررسيهاي ممكن و اخذ مجوزهاي لازمبراي فعاليت مجدد اين هنرمند گيلاني آستين همت بالا زدهشد. و در اولين گام آقاي دكتر فدايي، مدير كل سازمان بهزيستياستان گيلان زمينه سم زدايي از اين هنرمند را فراهم آورد كه ازتلاشهاي وي و مجموعه همكاران بهزيستي استان صميمانهتشكر ميشود. عليزاده رييس حراست صدا وسيماي مركز گيلان گفت: صدا وسيما با هنرمند و موسيقي مخالف نيست و هر هنري كه درراستاي تلاش بخشيدن و استفاده بهينه براي مردم باشد موردقبول راديو و تلويزيون هست. وي افزود: با تلاشهاي انجام شده بخصوص كارهاي ارزشمندآقاي نوجوان رييس واحد موسيقي اين مركز، فرامرز دعاييبازگشت دوباره خود را با <زاكي جان> جشن گرفت كه بااستقبال بسيار خوب مردم رو به رو شد. وي افزود: امروزفرامرز دعايي با اراده قوي شخصيت فرهنگي و هنري خود راپيدا كرد. وي در بخشي ديگر با اشاره به ويژگيهاي اين هنرمند پر آوازهگيلاني گفت: دعايي داراي سبك خاص خود هست و هماكنون 5 ملودي دارد كه همه ارزشمند و ماندگار ميشوند. وي افزود: در شرايط امروز دعايي مسووليت سنگينترينسبت به قبل به عهده گرفته است لذا بايد اين خوشحالي مردمرا تداوم بخشيد چون دعايي متعلق به همه مردم گيلان و كشوراست و ما هم هنر را براي هنر و جامعه ميخواهيم و ابتذال راهنر نميدانيم و هرگز نميخواهيم. آن گاه نوجوان، رييس واحد موسيقي صدا و سيماي مركزگيلان گفت: هنرمندان و خوانندگان گيلاني نزد مردم همه عزيزو دوست داشتني هستند و هر كس جايگاه خود را دارد.وي افزود: ما از همه هنرمندان گيلاني براي همكاري دعوتكرديم و اين كار نيز تداوم دارد. وي در مورد دعايي گفت: فرامرز دعايي منبع بزرگي از ملوديهااست چون هم شعر ميگويد و هم آهنگ ميسازد و همميخواند لذا از وي دعوت كرديم تا علاوه بر خواندن در بخشملودي نيز واحد موسيقي گيلان را ياري دهد. وي در بخشي ديگر با اشاره به اين مطلب كه واحد موسيقيگيلان همواره با اين انتقاد رو به رو است كه چرا بيشتر موسيقيپاپ پخش ميكنيد. گفت: دوستان هنرمند سنتي كار تاكنون استقبال كمتري داشتنداگر چه از همه عزيزان هنرمند از جمله آقايان پوررضا بعدازپخش سريال پس از باران، عذرخواه - تحويلداري و... دعوتكرديم و پيگير هستيم و از همه ميخواهيم براي غنا بخشيدنبه فرهنگ موسيقي سنتي گيلان و تحقق خواستههاي مردم باواحد موسيقي اين مركز همكاريهاي خود را تداوم دهند. وي افزود: دقايقي قبل از ضبط كار جديد، آقاي دعايي گفت:من زندهام و ميخواهم زندگي كنم. وي يادآور شد توانمندي آقاي دعايي به حدي است كه دركمتر از نيم ساعت كار جديد وي ضبط شد.وي در پايان از همه هنرمندان گيلاني براي اجراي كارهايسنتي دعوت به همكاري كرد. «فرامرز دعايي» يكي از خوانندگان موسيقي در گيلان است كه سالها پيش و قبل از انقلاب مي خواند. هر چند در گيلان بسياري بودند كه مي خواندند اما «فرامرز دعايي» خواننده اي بود كه هنوز در ميان اشعار و آهنگ هايش رنگ تازگي را مي توان يافت . اين را نه من ، بلكه مردمان ساير نقاط ايران پس از شنيدن صدايش معترفند . چون پدرم از نوازندگان و آهنگسازان آن زمان بود ، بنابراين خيلي زود با نام «دعايي» آشنا شدم و از همين رو در روزنامه و اين وبلاگ ، به تناوب از او ياد كردم . پيشا پيش از تمام فارسي زباناني كه خواندن گيلكي برايشان مشكل است عذر خواهي مي كنم و همچنين با توجه به تجربه اندكم در تبديل گويش گيلكي به نوشتار گيلكي ، از خوانندگان آشنا به گويش گيلكي عذر مي خواهم .....
«فرامرز دعايي» خو سكوت بشكنه من هوني ايسم كه بووم، ساده ديل ... ساده ديل، سختي بيده كه زمانه مي ديمه خيلي زود خط بكشه اوشاني كه سن و سالي سپري بوكودهايد حتما ايتا اسم رو، خيلي تامل كونيدي. اَنَا شعر هونه واسي اول باوردم تا بدانيد كي ره نويشتن درمه. «فرامرز دعايي» ، گيلان آوازهخوان كه سه دهه دوره بوسته بو خوانندگي جه، اَ هفته مييان بعد بيسته پنج سال بست ه بشكنه و به گپ باموو. «زاكي جان» بيشتر از اَني كه اَن بيسته پنج ساله دوريه بخايه توجيه بوكونه، روايتي بو از غريبي ايتا آوازهخان كه بعده بيسته پنج سال، دوباره بخانه ... اگر ديني كه شون د َرم مي دست پا د وسته ي جدا زتو بوستن د رم مي دونه چشمان خسته ي جي دست بدم جوانيه مي عمر و زندگانيه هچين هچين گمه كودم مي نوم و نشونيه مي نوم و نشونيه بيا بگرد مي دنباله، زاكي جان بيا بيگير تو مي باله ، زاكي جان بكفتهيم، دكفتهيم مي زندگي ، فنا بوبو بوبومه خون جيگر، ناني مي همه چي فدا بوبو مي همه چي فدا بوبو مي همه چي فدا بوبو بيا بگرد مي دنباله، زاكي جان بيا بيگير تو مي باله ، زاكي جان بازم گمه وگردمه بازم آيم، ايروز تي ور مي ديل پور از ترانه به اگر بايم او روز تي ور گوله پسر ، گوله پسر هنوز ساعتي از پخش « فرامرز» صدا نوگذره كه شهر ميان غلغله دكفه. اوشاني ره كه سخته باور بوكونيد « فرامرز» دوباره خاندن دره، همديگر تعريف كوديد و اَ ميان اوشاني كه نيشنوستيد انه صدايه ، كي كي كونيد راديو ورجا، باز دعايي اَشانه ره بخانه. واگردم ايپچه به عقب. به جغلگي و دوراني كه «دعايي» صدا، امي خانه ميان پيچستي. شايد هم مي شانس بو كه مي آقاجان، خيلي زمات پيشتر، داريوش عليزاده، هوشنگ افتخاري، منوچهر ويسانلو و جمشيد مرادي امره ايتا اركستر داشتيد كه « دعاييه»، تمام اَشان برنامه ميين ايسابو. هرچند از او كوچيكي، مي ديل خواستي، اَنه بيدنم اما حسرت مي ديلِ رو بمانست تا اَنكه ايتا عزيزان مراسم مين چند دقيقهاي «دعاييه» بيدم. اَ جريان بوگذشت تا اَيته نقد استاد «پوررضا» كنسرت ره، بينيويشتم. فرداي او روز ايتا لاغره مرداي، كه اَنه صورت رنگ، ايپچه تيره بو، او قديم ساختمانه «گيلان امروز» شينه بوجور بامو و خواستي سردبير اَمره كَبَ بزنه... « فرامرز» بامو بو كه برعكس نامراديهاي روزگار، جي « پوررضا» حمايت بوكونه. از او روز يكي، دو سال گُذره و من اَ افتخاره دارم كه هر از چند گاهي امي روزنامه ميان اَن ميزبان بيبيم. او روزان ميان مره گوفتي كه صدا و سيما امره، كاريه كودن دره. پس هنه واسي بهانه جوره بو كه من ايتا كوتاه كَبَ انه امره بدارم. اوشاني كه «گيلان امروز» نيوشتانه دونبال كونيدي حتما اشان خاطرميان نهه كي اول تابستان ايمسال اَ گفت و گويه چاپ بوكوديم. وقتي آخر اَ هفته فرامرز صداي بيشنوستم مره بغض بيگيفت. وقتي سهشنبه روز، « فرامرز» صدا پخش بووسته، صدا و سيما جغلان پيغام فادهايدي كه پنجشنبه، « فرامرز» امره تنم گفت و گو بوكونم. اَ پريروز، وقتي صدا و سيمايه فارهسم، « نادر اسدي»، روزنامه اطلاعاته خبرنگاره دينم. « باقرزاده»، صدا و سيما روابط عمومي مسوول، امره استقبال كونه. شيم انه اوتاق ميان كه دينم «محمد ميرزاجاني» از گيلان قديم روزنامه نگاران ايتا خو همكاره امره بامو. ايتا هم خبرنگار مي هم سن و سال و شايدم ايپچه كمتر، از خبرگزاري ايسنا ايسابو. تازه امي چايي بوخورده بيم كه « باقرزاده» امره بره به اوتاق رييس حراست صدا و سيما. «عليزاده» نامه امره معرفي كونه. هنوز چند دقيقه از امي نيشتن نوگذشته كه دي نم فرامرز، ايتا آقا امره وارد به. مرداكي كه «فرامرز» امره بامو، كسي نيه جز آقاي «نوجوان» كه واحد موسيقي سيماي گيلانه رييسه. گفت و گو «نادر اسدي» سوال امره شروع به. اون كي خودش لشت نشايي، فرامرز زبانه خوب دانه. هيجان امره شروع كنه و گه: من اول از همه، از دست اندركاران صدا و سيما متشكرم كه اين كار بزرگ رو انجام دادن. اگر دوستان اجازه بدهند ميخواهم از اين جا به بعد گيلكي گپ بزنم. امي خاخور و براران نبايد اوطرف آبه موسيقيه گوش بوكونيد. فرهنگ غني امي گيلان، مي دليله كه نبايد هنه واسي اَمان از بابت موسيقي اوشانه مراجعه بوكونيم. مردم گيلان از قديم تا هه الان، «دعايي» صدا امره زندگي بوكودهايد. حالا، آقاي «دعايي»، بامويي، خوش بامويي. هر چي تي ديل خوايه هه اول بوگو. فرامرز كه ايپچي دوربين و واكمن جلو هول بوكوده بو، آب دهن قورت دهه و گِه: از چي بگم، از اَن كي چرا خاموش بووم؟ نادر اسدي اونه كمك كنه و واورسه: از بولبول گيلان كه چرا ان همه مدت خاموش بوو؟ خب، آخه ميخاموشي به خيلي چيزان بستگي داشتي. همه گيده چرا خاموش بوبوستي و نامويي جمع مين. - خب من هم يك مقدار زياد از موسيقي كناره بيگفتم به دليل مشكلات روحياي بوكه مره پيش بامو. هنه واستي يكسري بيماريهاي جسمي هم مره وارد بوبوست كه منه حسابي بي بونيه بوكود. در ضمن من زياد دور نبووم. گاه گوداري دوستان امره ايسا بووم و محفلهاي دوستانه و شاعرانهاي كه داشتيم، خوانديم. وقتي دينم ساكته به، ايتا سوال هم من كونم. «فرامرز» كه مره به نام «آرش» دو خانه، ميچشمان مياَن نگاه كونه و ميسوال گوش كونه. آقا «فرامرز»، چي بوبوست كه دوباره واگردستي. در حالي كه ايپچه از اَن هول كم بووسته بو، گِه: من وقتي بيدم خيلي از اساتيد قديمي، اَن فرصته بيافتيدي كه دوباره ميدان باييد، پس ميتلاشه بوكودم كه منم دوباره واگردم. «نادر اسدي» وقتي دينه « فرامرز»ِ حرف تمامه بو، سوال بعدي مطرح كونه: صحبت از انگيزه بوكودي. كي تي انگيزه و پشتيبان بو تا اَ ترانه و آهنگ جديده بخواني؟ - ايروز چند تا از اَ زاكان روزنامهنگار، با موييد ميامره مصاحبه بو كوديد. من اويه بوگوفتم كي «ميخواهم به آغوش باز هنري برگردم». چندي بعد امي حاج آقا «عليزاده»، «نوجوان»، «شهاب آزادي وطن» و «پور حسن» امره با موييد و مره دعوت بوكوديد تا واگردم. او روز حاجي «عليزاده» باخو لهجهي رودسري مره بو گوفته «بيا بينم ره، تو چي گوني بره». مره واورسه چيزي داني، خواهي شروع بوكوني، بوگفتم آها دارم. بگفته بيا. كه من هم باموم. هر چند كار، مشكل بو اما باموم. من هم شعر و هم آهنگ باوردم. ايپچه شعر و آهنگ اصلاح بوكوديم تا ان كي كار آماده بوبوست. باز «نادر خان اسدي»، « فرامرز» جا سوال واورسه و اونه از بقيه برنامه اَن واورسه. كه « فرامرز» بوگفت: بايد زمان اَمره پيش بشم و وارد گود ببم. اونوقته كه تنم برنامهي آيندهي ديچينم. من خايم مثل گذشته كم بخوانم چون نخايم تندتند كاست فادُم بيرون. بلكه من دوست دارم كار خوب بيرون فادَم. هه ميان بوكه سوال بعد. «محمد ميرزا جاني» مطرح بوكود. «ميرزا جاني»، اول ايتا خاطره تعريف بوكود. از ان كي ايتا روز همزمان با ضبط كار «فدايي» توسط «فرامرز»، اون امره آفيش داشتي، تا ايتا كار هم، خودش ضبط بوكونه. اول « دعايي» بخواند و اَنقدي قشنگ بخواند كه «ميرزاجاني» ناتنسته خو آهنگه بخانه، «ميرزاجاني» سوال اَن بوو كي «آقاي دعايي» ، تو بامويي، خوش بامويي. الان ماندنه واسي، تو بايد تلاش بيشتري بوكوني. «فرامرز» آرام تمام اَ حرفانه گوش بَدَه و بوگفت سعي كونم اَ كاره بوكونم. هه ميان حاجي «عليزاده»، رييس حراست صدا و سيما كه خيلي «فرامرزه» كمك بوكوده ، به گپ بامو و از مراحل كار با فرامرز حرف بزه. اون از روزي كه دعايي دونبال بوشو تعريف بوكود و آخر سر هم مراحل تقويت روحي دعايي ايپچه تعريف بوكود. وختي عليزاده صحبتان تمامه بوست، من، ميچند تا سواله مطرح بوكودم. راستش خيلي غم داشتيم ميديله مين. هونه واستي اول ميگپ، رييس حراست صدا و سيمايه بوگوفتم. - آقاي عليزاده، شيمره و شيمي دست اندركاران ره تبريك عرض كونم؛ چون فكر كوديم هرگز ناتنم «فرامرز دعايي» صداي از راديو بيشنوم. بيسته و پنج سال كم زماتي نيه. بعد دوباره ميگبه «دوعايي» سمت واگردانم. - آقاي «دعايي»، حال ميحسابه نسل جوان جا جدا بوكون. چون مي آقاجان و ميخانواده، آشنا به موسيقي ايسه. اما خايم اوشاني ره كه تَره نيدهايد و يا تي او اوج فقط از خوشانه پر و مار بيشنوستهايد، حرف بزني. اَكي موسيقيه شروع بوكودي؟ - من متولد سال 1331 بوم اما از پنج سالگي شروع به خواند نو و ضرب زدن و نواختن بوكودم. بعد كه مدرسه بوشوم، شعر نويشتيم و سرود اجرا كوديم. واورسم كه اول بار، كي بامويي راديو؟ گه: سال 45 بو كه آهنگ « شكايت» امره وارد كار بوبوستم. اگر تو بي وفا بي خبر نداشتم اي يار «فرامرزه» واورسم چي بوبوست اَ شعره بخواندي، گه: او زمان عاشق و معشوق زياد بوو. ديگران عشق و معشوق جا آنه بخواندم. واورسم «تي ديله ره چي بخواندي»؟ گه: خيلي ميديله ره بخواندم. مثلا بيا مرا ياري بدن. ميديله ديلداري بدن «نادر اسدي»، « فرامرز» جا، واورسه، «آقا نورالدين دعايي» چه قدر در تي كار موثر بو؟ - خب، ميآقاجان بوو و هنر زيادي داشتي كه در حقيقت به عنوان ايتا پيشكسوت جلو ايسا بو و من انه پشت سر. بعد از ايتا حاشيه، دوباره من ميسواله مطرح كونم. «فرامرز جان»، آخرين كارتي شين قبل از انقلاب چي بو؟ - « فدايي» ؛ ميآخرين آهنگ بو كه اوني شعره مرحوم شيون فومني بوگفت و اوني آهنگه نيز خودم بينويشتم و ويسانلو هم تنظيم بوكود. ديله به ديل، كويه رايه وفا نيافته، روسوايه هچين تره فدا نوكون فداي بي وفا نوكون ديله به ديل، كويه رايه وفا نيافته، روسوايه وفا به باد بده مره زمانه ياد بده مره كه هر كي بينوا تره محبت آشنا تره ديله به ديل كويه رايه وفا نيافته روسوايه هچين تره فدا نوكون فداي بيوفا نوكون بحث بعدي كه مطرح بوبوست بحث بازسازي ترانههاي قديمي « دعايي» بو. «عليزاده» موضوعه تاييد كونه و گه « اگر خدا بخاهه اَ كاره دنبال كونم.» ميسوال بعدي در مورد او زمان اركستره. «فرامرز جان»، تي اركستره، اون زمان، كي تشكيل دهي؟ - «ويسانلو» ويولون،احمد سيگارچي عود، هوشنگ افتخاري ضرب، داريوش عليزاده سنتور، جمشيد مرادي ويولون، زئييد كه مياجرا آنه ميان، ثابت بيد. ميصحبت مياَن، اشاره به اجراي كارهاي قديم كونم و واورسم «آقاي دعايي»، دوست داري تي كارهاي قديميه كي امره اجرا بوكوني. لبخندي مره تحويل دهه و گه: معلومه، قديمي زاكان امره دوست دارم بشم سنِ رو. دِ بعد از «فرامرز» گپ، «نوجوان» شروع كونه از «فرامرزه» دوباره واگردستنه جه، گپ زنه. او خو آخر حرفانه ميان اشاره كونه كه «فرامرز» هيچكس جه نياز نره و خودش توانا ايسه همهي اَماَن بايد اونه كمك بوكونيم. ساعتي گذره و من، « فرامرز دعايي» عكسانه نگاه كودن درم. اون تانه اگر بخايه ...
کلمات کلیدی:
|
|
| همايش تجارت در خزر افتتاح شد / بحران انتخابات همچنان در گيلان ادامه دارد |
| ساعت ۱٢:۱٩ ق.ظ روز پنجشنبه ٩ بهمن ۱۳۸٢ |
|
Πخبرهای کوتاه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بررسي صلاحيت نمايندگان رد صلاحيت شده آغاز شد/ فارس Δ بعد از خبر ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ از ديروز صبح (چهارشنبه) ، همايش دو روزه چشم انداز توسعه و تجارت درياي خزر در رشت افتتاح شد . هر چند مي دانم شرايط و زمان انتخابات است اما اول پوشش كامل اين مراسم را نوشته ذكر مي كنم و بعد رخدادهاي سياسي استان را . آخر هم يك تحليل سياسي خواهم آورد : آرش سيگارچي ، سردبير – در شرايطي كه كشور درگير التهاب انتخابات است ، از صبح ديروز همايش چشم انداز توسعه و تجارت در درياي خزر كار خود را آغاز كرده است . اين همايش دو روزه كه كه ظهر امروز (پنجشنبه) پايان مي يابد ، آغازي است بر يك مبحث تئوري در منطقه استراتژيك خزر. اولين همايش چشم انداز توسعه و تجارت درياي خزر در رشت آغاز شد
سخنان استاندار گيلان پيش از سخنان صفري، <مسعود سلطاني فر>، استاندار گيلاندر سخناني ضمن خيرمقدم با حاضرين گفت: از هشت ماه قبلدر كميته توسعهي صادرات غيرنفتي استان گيلان بحثبرگزاري اين همايش مطرح شد كه خوشبختانه امروز توانستيمآن را برگزار كنيم. تشكيل هيات رييسهي صبح همايش پس از سخنان استاندار گيلان و دكتر صفري، هيات رييسهيصبح تشكيل شد كه طي آن آخوندزاده (سركنسول سابق ايراندر استراخان)، دكتر اسماعيل ملك اخلاق (استاد دانشگاهگيلان و دبير علمي همايش) و دكتر پوركاظمي انتخاب شدند. مقاله خانم دكتر كورچاگينا پس از آن خانم دكتر <كورچاگينا>، استاد دانشگاه دولتياستراخان و همچنينمعاون اول دپارتمان استانداري آستراخانكه سمت رياست گروه اقتصاد خارجي دانشگاه آستراخان را نيزدارد، به ارايه مقاله خود با عنوان <مسايل مهم در ايجاد مناطقآزاد و ويژه اقتصادي در منطقهي درياي خزر> پرداخت. مقاله مشترك حسن پور و نوروزي پس از آن مقاله مشترك آقاي حسن پور و خانم نوروزي باموضوع بررسي زمينههاي مشترك كشورهاي ساحلي دردرياي خزر قرائت شد. بررسي ويژگيهاي اقتصادي درياي خزر در بخش بعدي، مقالهي <بررسي ويژگيهاي اقتصادي در دريايخزر، كاري مشترك از دكتر <سجاد كتابي> و خانم <كبريسليماني> توسط آقاي كتابي قرائت شد. ميزگرد تجارت در درياي خزر در بخش پاياني قسمت صبح همايش، ميزگرد تجارت دردرياي خزر (گذشته - حال و آينده) با حضور دكتر شركاء (ازسازمان مديريت و برنامهريزي)، دكتر ياوري (معاونپژوهشي وزارت بازرگاني)، دكتر محمدباقر نوبخت (نمايندهمردم رشت در مجلس) و آخوندزاده (سركنسول سابق ايران درآستراخان) برگزار شد. برنامهي عصر همايش پس از استراحتي، همايش <چشم انداز تجارت درياي خزر> باارايه مقالات ادامه يافت. قابليتها و توانمنديهاي گيلان در تجارت كالا در اولين مقاله بخش عصر، دكتر <اورنگ استقامت>، استاددانشگاه آزاد مقاله خود را با عنوان <قابليتها و توانمنديهايگيلان در تجارت كالا> قرائت كرد. بررسي وضعيت اقتصادي،حقوقي و زيست محيطي در ادامه، دكتر شركاء، معاون سازمان مديريت و برنامهريزيكشور مقالهي خود را با عنوان <بررسي وضعيت اقتصادي،حقوقي و زيست محيطي> قرائت كرد. توسعهي روابط ايران و روسيه و كريدور نوستراك در بخش بعدي اين همايش دكتر <گوديرين> استاد دانشگاهدولتي از روسيه مقاله خود را با عنوان <توسعه روابط ايران وروسيه و كريدور حمل و نقل شمال و جنوب (نوستراك)قرائت كرد. بررسي روند كاهش توليد ماهيان خاوياري در خزر آخرين مقالهي ارايه شده در روز اول همايش را دكتر مسعودهدايتي فرد با عنوان <بررسي روند كاهش توليد ماهيانخاوياري در درياي خزر> قرائت كرد. ميزگرد دوم، برنامهي پاياني در پايان اولين روز همايش (چهارشنبه) ميزگردي با عنوان<محيط زيست، شيلات و گردشگري> برگزار شد كه در آنمهندس سعيدي،دكتر عاطفي و دكتر راهنمايي به همراه دكترپوركاظمي حضور داشتند. ×××××××××××××××××××××××× حمايت حدود يكصد تن از فعالان سياسي، اجتماعي استان گيلان از نمايندگان متحصن؛ بخش سياسي - جمعي از فعالان سياسي استان گيلان درنامهاي خطاب به مردم، از تحصن نمايندگان حمايت كردند. شوراي هماهنگي گروههاي جبهه دوم خرداد استان گيلان بيانيهي جديدي صادر كرد: بخش سياسي - احزاب عضو شوراي هماهنگي گروههايجبهه دوم خرداد استان گيلان در بيانيهي جديد خود ازنمايندگان متحصن در مجلس حمايت كردند. نامهي شوراي هماهنگي گروههاي جبهه دوم خرداد استان به برخي نمايندگان گيلان در مجلس: بخش سياسي - شوراي هماهنگي گروههاي جبهه دوم خرداداستان در نامهاي خطاب به <حسن خسته بند>، <محمد تقيرنجبر>، <سليم مرعشي>، <حسن زحمتكش>، <ايرج نديمي> و<داوود حسن زادگان> و <محمد باقر نوبخت> به ترتيبنمايندگان حوزههاي انزلي، صومعهسرا، رودبار، آستارا،لاهيجان، رودسر و رشت، از آنها خواستهاند موضع خود را درقبال تحصن برخي نمايندگان اعلام كنند.
کلمات کلیدی:
|
|
| كانديدا هاي انتصابي در گيلان |
| ساعت ۱٢:۳٩ ق.ظ روز سهشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٢ |
|
Πخبرهای کوتاه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خاتمي پاسخ استفاي معاونان وزرا را داد : باز هم صبر ! / ايلنا Δ بعد از خبر ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تعظيم به ماندگاری تهران که کار می کردم برای پوشش مراسمی که اتفاقا عزت ا... سحابی و سعيد حجاريان نيز در آن حضور داشتند رفته بودم. نه هنوز سحابی را اينقدر پير و فرتوت کرده بودند و نه سعيد حجاريان به دست همنام خود ترور شده بود. ******* كانديدا هاي انتصابي در گيلان ديروز يكي از همكاران سابقم - محمد سعيد زاده - كه از روزنامه نگاري تنها وقتش به صفحه بندي دو هفته نامه ي پگاه و پيام شمال كه در گيلان منشر مي شود ، مي گذرد ، به من زنگ زد و گفت قرار است فردا (امروز - دوشنبه) مراسم روزه سياسي برگزار مي شود و اگر مي خواهي بيا ! مي گفت قرار است سازگار نژاد ، نماينده شيراز هم سخن راني داشته باشد .
همراه بابك ، خبرنگار بخش سياسي ام بعد از افطار رفتيم . به جاي سازگارنژاد «احمد شيرزاد» ، نماينده مردم اصفهان در محلس آمده بود. خب ، حضور شيرزاد به خاطر آن نطق جالبش در مورد تسليحات اتمي كه اعتراض كروبي را به همراه داشت و اين اواخر ستون تحصن اش در روزنامه ياس نو ، مي توانست عاملي شود تا حضور چشمگيري را شاهد باشيم اما همانطور كه پيشتر گفتم «مردم خسته است » و برايش اهميت ندارد كه امده و كه رفته است . مراسم شان با حضور 30 نفر گويا با افطار آغاز شده بود و بعد شيرزاد سخنراني كرد. هر چه گذشت و گفته شد را در زير عينا برايتان نقل كرده ام اما آنچه براي من جالب بود موضع يك دكتراي فيزيك هسته اي - دكتر احمد شيرزاد - و توجيحات احتمالا مطرح شده از سوي وي براي شركت مردم در انتخابات بود. آستارا : آستانه اشرفيه : بندر انزلي : تالش : رشت : رودبار : رودسر : صومعه سرا : فومن : لاهيجان : لنگرود : اينها كساني هستند كه بي رقيب در انتخابات آتي مجلس انتخاب خواهند شد . حرف شيرزاد و حاضرين در آن جلسه اين بود كه مردم تحصن را جدي بگيرند و به حاكميت فشار بياورند. تنها اينگونه است كه آنها حاضر مي شوند صلاحيت اصلاح طلبان را بدهند. خب ، بعد چي ؟؟ ب - بد بينانه : آمريكا و دولت هاي خارجي پس از كاهش مشاركت مردم به ايران فشار مي آورند . هر چند خيلي ها فكر مي كنند آمريكا مثل عراق به اينجا حمله مي كند ، سخت در اشتباهند چون با يكي ، دو تا چاه نفت آنها هم ساكت مي شوند ؛ درست مثل قضيه پروتكل ! 2 - اگر مردم شركت كنند : خب ، در اين ميان وظيفه چيست ؟ .......... اصلا به من چه عشق ، برو گم شو .... جلسه روزه سياسي در حمايت از نمايندگان متحصن برگزار شد به گزارش خبرنگار گيلان امروز، در اين مراسم كه تعدادي ازفعالان سياسي استان در آن حضور داشتند دكتر <احمد شيرزاد>نماينده مردم اصفهان در مجلس كه خود از رد صلاحيتشدگان است طي سخناني گفت: قدر همين محافل صميمانه وصادقانه را بدانيد و مطمئن باشيد همين حركات به ظاهركوچك اگر دست به دست هم دهند طوفانهاي بزرگيميآفرينند. وي در بخش ديگري از سخنانش اظهار كرد: در اين مدت دوقوه دست ما بوده و موفقيت ما هم در اين بود كه در انحصارقدرت خلل به وجود آوريم و شكاف را كمتر كنيم. ولي بازاكثريت قدرت در جاهاي ديگري نهفته است. طرف مقابل دريك شب قادر است كه يك مطلب را در برد 20، 30 ميليوني بهمخاطبين القا كند و ما هم مجلس و رياست جمهوري را باهمين شرايط به دست آورديم. البته حماقتها و اشتباهاتطرف مقابل هم به ما كمك كرد. وي افزود: صدا و سيما شيوههايي را در پيش گرفته كه برايهمفكرانش محبوبيت ايجاد كند كه جواب هم نداده است امااعمال تخريبي آنها جواب ميدهد. هم اكنون قريب به اتفاقمردم مديريت صدا و سيما را قبول ندارند و سانسور راحسميكنند اما به هر حال صدا وسيما برد عظيمي دارد كه البته درمحبوبيت كسي نتوانسته نقش ايفا كند اما در تخريب موفقبوده. در حالي كه برد روزنامهها بسيار محدود است. اصلا درجهان امروز رسانههاي صوتي و تصويري موفقتر هستند.حتي تكنيك سينما در مقابل تلويزيون شكست خورده استو در كشور ما هم به شدت با رسانهها انحصاري برخوردميشود. حتي با سايتها هم اين گونه رفتار ميشود. مثلا دردانشگاه تهران قرار بود كه يك شبكه محدود كابلي راه اندازيشودكه آقايان با توجيهاتشان مانع شدند. با سايتها همبرخورد كردند و ميكنند اما اين كارها جواب نميدهد و رشداطلاع رساني آنها را به شكست ميرساند. به هر حال ما چندروزنامهاي داريم كه خودش صدايي به حساب ميآيد. شيرزاد افزود: ولي ما بايد چه كنيم؟ آيا بايد دست روي دستبگذاريم. به نظر من، ما نبايد نيروهايمان را در فرسايشيكديگر هدر دهيم. ما بيشترين ضربه را از طرف مقابلميخوريم. به همين دليل بيانصافي است كه فشار وانحصارطلبي آن طرف را ببينيم و فقط به تخريب خودمانبپردازيم. وي گفت: حرف حق سنگ را ذوب ميكند و ما هم به دنبالحرف حق هستيم تا هر جوري كه شد اين حرف را به گوشمردم برسانيم. نماينده متحصن اصفهان اظهار كرد: از مشروطه به بعد مردم مادغدغه آزادي داشتند. حتي مساله استقلالطلبي ايرانيان نيز درراستاي رسيدن به حقوق شهروندي بود. اگر اين دغدغه،دغدغهي مشتركي بود اما امروز متاسفانه شاهد آن هستيم كهآن محتوا دارد به طور كل از درون تهي ميشود. وي ادامه داد: دعواي امروز ما، دعواي دين و بيديني نيست.اين قضيه رد صلاحيتها هم به خوبي اين موضوع را نشانميدهد. اين طور نيست كه آقايان فقط با سكولاريستهامشكل داشته باشند و فقط متدينين را تاييد صلاحيت كنند.زيرا همينهايي كه رد صلاحيت شدند اگر دين دار كامل نبودندبيگانه با دين هم نيستند. شيرزاد اذعان كرد: ما در تناقض بين دين و حكومت ديني گيرميكنيم. منافع دين و منافع حكومت ديني در بعضي جاها باهم جور در نميآيد. بيرغبت شدن جوانان نسبت به دين بهبرخي از همين سو تعبيرها ارتباط دارد. همه اينها اصلا فقطيك پوشش است. دعواي اصلي ما آزادي و استبداد است.اصلا جوامع شرقي از همان تاريخ باستان جوامع ضد ديننبودند. شما سطح بين تاييد صلاحيت شدهها و رد صلاحيتشدهها رانگاه كنيد، همه در يك رديف هستند. اين عضو جبهه مشاركت در قسمت ديگري از سخنانش گفت:صفت بارز يك نماينده، نمايندگي مردم است واينكه وكيلمردم باشد و مردم همه به وي اطمينان كنند. نماينده در رايدادن ديگر يك متخصص يا هر چيز ديگر نيست بلكه خود نماينده مردم است. اين صلاحيت اصلي است كه مهم تلقي گردد. معتمدبودن مردم مهم است .بنابراين وجه اساسي صلاحيت نماينده مورداعتماد بودن در نزد مردم است و احراز صلاحيتش فقط بهوسيله مردم بايد انجام شود و اين موجي كه بعضيها در احرازصلاحيتها راه انداختهاند يك چيز مسخرهاي است. البته صحت برگزاري انتخابات مهماست و بايد بر آن نظارتشود ولي در مورد مساله صلاحيتها آقايان دم و دستگاهيراه انداختهاند كه بسيار تعجب برانگيز است. ما بايد مردمكوچه بازار رانيز آگاه كنيم. عضو فراكسيون اكثريت مجلس خاطر نشان كرد: هم اكنون نهتنها شش عضو شوراي نگهبان بلكه اعضاي هيات نظارتاستان و شهرستان نيز تعيين كننده قدرت آينده هستند اما اينيك ظلم و بيعدالتي بزرگ است. مجموعه آدمهايي كه با يكگرايش خاص سياسي هياتهاي نظارت را تشكيل دادند وحتي پولش را هم از بيت المال گرفتند دارند براي مردم تكليفمشخص ميكنند. من چگونه ميتوانم در چنين شرايطيحقوق خودم را استيفا كنم. اين نماينده اصلاح طلب گفت: اين شيوهها باعث ميشود كهعدهاي كه ميتوانند مورد استفاده جامعه قرار گيرند مثلنخبگان جامعه، كنار بكشند. آدمهايي كه به درد قانونگذاريميخورند ديگر وارد عرصه نميشوند. اينها ميگويند مگر ماديوانهايم كه چهار سال فحش و ناسزا بخوريم، بعد از آن هم بهخاطر همان حرفها بازداشت شويم و مورد مواخذه قرارگيريم. اگر اين روند باز هم ادامه يابد فقط آدمهاي چاپلوس وبادمجان دور قابچين وارد عرصه ميشوند پس ما بايدهزينههاي ورود را واقعا كاهش دهيم. وي اظهار داشت: اين فرآيند رد صلاحيتها از مجلس چهارمشروع شد و خيليها رد صلاحيت شدند اما الان ديگر به نقطهاوج غير قابل تحمل بودنش رسيده است. شيرزاد خاطر نشان ساخت: ما الان به يك وضعيت واقعاحساس رسيدهايم. دستگاه اصلاحات مانند ماشيني ميماندكه با يك عده محدودي در حال بالا رفتن است و اما كمي ديربجنبيم اين ماشين رها شده و به ته دره ميرود ولي اگر همه باهم كمك كنيم ميتوانيم ماشين را به نقطه مطلوبي برسانيم. وي افزود: سناريوي انتخابات تنظيم شده، مثلا در بسياري ازحوزهها كانديداهاي اصلاح طلب و غير اصلاح طلب اما رقيبكانديداي خاص محافظهكار حذف شدند و اين نشانه از ايندارد كه كانديداي وابسته به آنها وارد مجلس شود و اين راآقايان خاتمي و كروبي درنامهاي به آقاي جنتي گفتهاند. به هر حال آنها از هر ترفندي استفاده ميكنند كه مجلس را بهنفع خودشان بچينند و اين خيلي بيشرمانه است. اگردرانتخابات تقلب ميشد بسيار آبرومندانهتر از اين حركت بود. احمد شيرزاد در پايان گفت: امروز ديگر نميشود نسبت به اينمسايل سكوت كرد. امام ميگفت: مسلمان آن كسي نيست كهفرياد نزند. ما امروز به اين جا رسيدهايم كه بايد فرياد بزنيم واين امر رابه هر شكلي كه هست بايد انجام دهيم. و اين روزهگرفتنها و تحصنها يكي از راههاي فرياد زدن است و مطمئنباشيد كه اين اقدامات مورد توجه جامعه قرار ميگيرد. × جلسه پرسش و پاسخ همچنين <شيرزاد> پس از سخنانشان به سوالات برخيحاضران پاسخ گفت. وي در پاسخ به سوالي پيرامون زمان اندك باقيمانده بهانتخابات گفت: در شرايط زماني باقيمانده انتظار داريم كه صلاحيتها تاييد شود. وي در اين موردتصريح كرد: با توجه به اينكه زمان اندكي باقيمانده است احتمال دارد انتخابات تعويق بيفتد. وي افزود: هر چند مجلس هم ميتواند درخواست تعويقانتخابات را داشته باشد اما وزارت كشور به عنوان مجري انتخابات ميتواند چنين درخواستي را مطرح كند. پس از پاسخهاي <شيرزاد>، <نصيراف> دبير كل جمعيتكاركنان گيلان سوال خود مطرح كرد. وي گفت: آقاي شيرزاد ايكاش اصلاح طلبان از روز اول كه كار را آغاز كردند، اجازه انتقادرا ميدادند و كاري ميكردند تا امروز مردم از آنها دلزده نباشند.<شيرزاد> در پاسخ به وي گفت: دولت و مجلس نه تنها تاكنونانتقادات را شنيده بلكه در بسياري جهات هم آنها را پذيرفتهاست. نماينده مردم اصفهان خاطر نشان كرد: متاسفانه برخي اصلاحطلبان، دولت و مجلس، جايزه ميگيرند. حال در چنينشرايطي ميتوان ادعا كرد كه اصلاح طلبان انتقادپذير بودهاند. وي همچنين در پاسخ به قسمت ديگر سوال وي افزود: اگر ايناصلاح طلبان را نپذيريم پس يا بايد قدرت را به اقتدارگرانبسپاريم و يا چشم به خارج از كشور داشته باشيم. كه منمعتقدم آنها حتي نميتوانند يك روز ايران را اداره كنند. مسالهخارجيها منتفي است چون ايران مال ايران زمينيهاست. در اين مراسم همچنين دكتر <فياض زاهد>، كانديداي ردصلاحيت شدهي حوزه انتخابيه رشت در پاسخ به سوال گفت:من پايان نامهي دكتراي خودم را در مورد مطبوعات دورانقاجار نوشتم. باور كنيد شعارها و مطالباتي كه در آنمطبوعات مطرح ميشد بسيار متعاليتر از بحثهايي كهامروز مطرح ميكنيم، بود. وي افزود: بعضي از دوستان در تريبونهاي نماز جمعهحرفهايي در مورد كانديداها ميزنند، كه توصيه ميكنم نزنندچون طاقت شنيدن پاسخ ما را ندارند. آقايان كه آن زمان ما رساله امام ميخوانديم، در دارالتبليغ بودندپس چگونه است كه از ما بدون داشتن ادله حرف ميزنند. <شيرزاد> در ادامه در پاسخ به سوالي پيرامون <جدي بودناصلاحات در پيگيري مطالبات مردم گفت: ما عزممان را جديمطرح كردهايم و اين را بگويم كه كه حدس ما اين بود كه در دوروز اول تحصن اين مشكل حل شود اما الان هر روز كهميگذرد، ما در عزممان مصممتر هستيم. وي در مورد فراكسيون دوم خرداد گفت: فراكسيون دوم خرداديك جبهه بود كه عملا وظيفهاش دفاع از دولت آقاي خاتميبود اما الان موضوعات فرق كرده است. وي در پاسخ به سوال ديگري گفت: مافياي قدرت به دنبال ايناست كه بخش انتخابي را به دست خود بگيرد كه در جمع اينهانيروهاي شبه نظامي نيز حضور دارند. وي افزود: بخشهايي لباسهاي به تن كردهاند اما ماتلاشمان بر اين است كه اينها را از فعاليت سياسي نفي بكنيم. در حاشيه - در ميان حاضران در مراسم فياض زاهد (كانديداي ردصلاحيت شده رشت)، عبدالغفار شجاع (كانديداي ردصلاحيت شده بندر انزلي) و ناصر صميمي (كانديداي ردصلاحيت شده رودسر) حضور داشتند. - برخي از سران احزاب استان از جمله اسحاق راستي (دبيرمجمع نيروهاي خط امام استان)، كاظم نصيراف (دبير جمعيتكاركنان گيلان)، جمشيد رسايي (دبير انجمن اسلاميمهندسين استان) و مهدي زيرك ساز (دبير سازمان مجاهدينانقلاب اسلامي استان) نيز در اين مراسم حضور داشتند. - مراسم افطاري نيز قسمتي از برنامه اين مراسم بود. - ابتدا قرار بود كه <جليل سازگارنژاد> نماينده رد صلاحيتشده مردم شيراز به عنوان سخنران در مراسم حاضر شود اما بهدلايلي <احمد شيرزاد> نماينده رد صلاحيت شده اصفهان بهرشت آمد. ما ازنمايندگانمان حمايت ميكنيم در بخشي از اين بيانيه آمده است: اكنون كه عدهاي بدون توجهبه آرمانهاي انقلاب و با بياحترامي به حق حاكميت مردممنافع فردي و جناحي را بر منافع ملي ارجح دانسته ومشروعيت مردمي نظام را خدشهدار نمودهاند و نهايت تلاشخويش را براي ايجاد مانع در مقابل انتخابات رقابتي و آزاد بهكار گرفته و به دنبال تشكيل مجلس انتصابي و فرمايشيهستند بر خود فرض دانستيم با به جا آوردن روزه سياسيهمگام با ساير دلسوزان نظام حمايت خويش را از تحصندرخشان، ماندگار و تاريخي شما نمايندگان اعلام داريم. در بخشي ديگر از اين قطعنامه آمده است: اينك كه شمانمايندگان محترم قصد داريد با تكيه بر شرف انساني خويشدر دفاع از مصالح و منافع مردم گامي به عقب نگذاريد و براياحقاق حقوق قانوني مردم پيمان بستهايد، جوانمردانه وصادقانه در مقابل هرگونه فشار، تهديد، تطميع و ... پايداريكنيد و منافع ملت بزرگ ايران را بر منافع فردي خويش مقدمبشماريد. در بخشي ديگر از اين قطعنامه تصريح شده است: ما نيز درپيشگاه خداوند سبحان سوگند ياد ميكنيم كه در كنار شماتمامي توان خويش را در راستاي پاسداري از دستاوردهايانقلاب و به خصوص جمهوريت نظام به كار بنديم. در ادامهي اين بيانيه تاكيد شده است: نمايندگان عزيز، ما نيزچون شما باور داريم كه احقاق حقوق قانوني ملت شريففراتر از تاييد صلاحيت شما بوده و از شما خواستاريم تاآخرين گام بر سوگند خويش وفادار بمانيد. همچنين در اين قطعنامه آمده است: همانگونه كه در سوگندنامه خويش اشاره نموديد ما نيز معتقديم راه پيش رو راهيبيكناره است پس فكر بازگشت بيمعناست و تنها پايداري ماو شما باتكيه بر لطف الهي خواهد توانست نور اميد را درقلوب ملت ايران فروزان نمايد. در پايان اين قطعنامه آمده است: پس محكم و استوار بر عهديكه تجديد كردهايد وفادار بمانيد و ما را در تمام طول راه همراهخويش بدانيد. اميد كه به لطف پروردگار موانع يكي پس ازديگري رفع و حقوق حقه ملت در اسرع وقت احقاق گردد.
کلمات کلیدی:
|
|
| اين مردم، همان مردم هستند اما ... |
| ساعت ٤:۱٥ ب.ظ روز دوشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٢ |
|
Πخبرهای کوتاه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پيشنهاد تعويق دو ماهه انتخابات / بازتاب Δ بعد از خبر ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اين مردم، همان مردم هستند اما ... 1- براي ما كه در عرصهي خبر گام برميداريم، همجواري بايك شهروند، فارغ از يك گفت و شنود عادي است. بارها شدهاست كه براي يافتن ذائقهي آنان از اين نمونه واحد، سوالاتي راميپرسيم تا شايد بر روند كاريمان تاثيري به بار آورد. ________________________ راستي ، 30 روز از زلزله ويران گر بم گذشته است و انگار بم دارد فراموش مي شود ... مطلب زير يادآوري اي است كه از ايسنا عينا نقل مي شود : سي روز گذشت به ياد دانشجويان جانباخته در زلزلهي بم امروز پنج بهمن ماه است؛ اين مدت زماني طولاني براي برادري است كه به اميد زنده ماندن خواهرش به خوابگاه دانشجويي او در بم شتافت، اما «ندا»، او كه ميگفتند سالمتر از ديگر مجروحان است، همان شب اول جان سپرده بود.
کلمات کلیدی:
|
|
| مردم در انتخابات شرکت نمی کنند |
| ساعت ٧:۳٥ ب.ظ روز جمعه ۳ بهمن ۱۳۸٢ |
|
Πخبرهای کوتاه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ آخرين نظرسنجي وزارت كشور : فقط 60 درصد شركت مي كنند / فارس Δ بعد از خبر ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مردم در انتخابات شرکت نمي كنند چشم به هر سو باز كنيد ، نه صدايي و كمتر خبري از انتخابات است . اين را در و ديوار شهر و نقل خانه ها مي توانند شهادت دهند.
کلمات کلیدی:
|
|
| مردم چقدر شرکت می کنند ؟! |
| ساعت ۱٠:۳٥ ب.ظ روز چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۸٢ |
|
Πخبرهای کوتاه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خاتمي ، مرد استعفا نيست / بي بي سي Δ بعد از خبر ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ امروز رسما اعلام شد در انتخابات هفتمين دوره مجلس ٤٦ ميليون و ٣٥١ هزار و ٣٢ نفر از مردم كشور (بدون احتساب جمعيت حوزه انتخابيه بم) واجد شرايط شركت در اين انتخابات هستند. آنچه پس از رويت اين آمار قابل توجه به نظر مي رسد ميزان فرواني شركت كنندگان است . جمعيت جوان ايران امروز در شرايط قرار دارد كه تعيين كننده ترين ايام خود را سپري مي كند . آنان كه روزهاي انقلاب را به ياد دارند از نيروي جواناني ذكر خاطره مي كنند كه يك شاه را فراري داد. ديروز چهاردهمين سالروز درگذشت پهلوان نامي ورزش ايران و گيلان «محمود نامجو» بود . هر چند همكارم وحيد اسماعيلي خبر كامل مراسم را براي روزنامه امروز كار كرد اما چون هنوز سايت به صورت HTML نشده خبر مراسم را از ايسنا نقل مي كنم :چهاردهمين سالگشت شادروان قهرمان افسانهاي وزنهبرداري؛ چهاردهمين سالگشت شادروان محمود نامجو قهرمان افسانهاي وزنهبرداري ايران و جهان در زادگاهش، رشت، برگزار شد. يك مطلب جالب هم از وبلاگ پچپچه برايتان نقل مي كنم كه خالي از لطف نيست : به هنگام مرگ اغلب مردم کلماتی ادا می کنند و اين آخرين کلمات برای بازمانگان ارزش و اهميت بسيار دارد ادوارد لوکومت" تعداد زيادی از آنها را جمع آوری کرده و در کتابی به نام فرهنگ آخرين کلمات منتشر ساخته است . در زيربه بخش کوتاهی از اين فرهنگ اشاره می شود : نيوپولد دوم ، پادشاه بلژيک : چه داغ شده ام ... لويی ميشل ، سياستمدار : چه سرد شده ام ... مادام ژان رکاميه ، برپا کننده ی سالن های ادبی : دوباره يکد يگر را ملاقات خواهيم کرد ! چارلز داروين : کمترين نرسی از مرگ ندارم ... جرج واشنگتن : خوب است ! کلارا بارتن : بگذاريد بروم ، بگذاريد بروم ! دومینيک بوهورز ، متخصص دستور زبان : من در شرف مردن هستم ، يا من دارم می ميرم ، هر دو بيان درست است ! فيليپ هنری : ای مرگ کجايی ؟ بريکام يانگ : بهتر شدم ... ژوزف دووين خوب ، من پنج سال آنها را تحميق کردم ! لوسی لارکوم : آزا دی ! توماس چامرز ، مرد مذهبی اسکاتلند : لازم نيست شما پی ِ طبيب بفرستيد ، من او را هم اکنون خواهم ديد . اميلی برونته ، نويسنده : عميقا ً و کاملا ً ( از او پرسيده بودند که آيا قادر است به خواب رود ؟) مورآس : مور آس هنرمند فرانسوی پس از احتضاری طولانی در گذشت و در اين حال بود که اين سخنان را به زبان آورد : حتا به مرگ هم نمی شود اطمينان کرد ! آخرين سخن جامی شاعر نام آور ايرانی : " ... در صباح جمعه ... از حرکت نبض ايشان در چاشتگاه آثار ارتحال به دارالقرار ظاهر گشت ... چون لحظه ای برآمد ، ناگاه حضرت ايشان فرمودند که " هم چنين ! " بر وجهی که گويا ايشان را کسی از چيزی خبر داد " بر گرفته از رساله ی مولانا رضی الدين عبدالغفور
آخرين سخن مولانا جلال الدين در آخرين غزل وی متجلی شده است . درمورد سرايش اين غزل ِ آخرين در مناقب العارفين چنين آمده است: حضرت مولانا جلال الدين به بستر درافتاده بود. بهاء ولد ، فرزند مولانا در خدمت پدر بيمار خويش بود و بيداری بسيار کشيده و بسيار ناتوان گشته بود و همواره بر بالين پدر می گريست و جامه ها پاره می کرد . در شب موعود حضرت مولانا به او فرمود : بهاء الدين من خوشم ... تو برو سری بر بالين بنه و کمی بياسا ! چون سلطان ولد روانه شد او اين غزل را فرمود و حسام الدين چلپی می نوشت و اشک می ريخت ...
و اينک چند بيتی از اين آخرين سخن :
رو سر بنه به بالين ، تنها مرا رها کن ترک من خراب شبگرد مبتلا کن ماييم و موج سودا ، شب تا به روز تنها خواهی بيا ببخشا ، خواهی برو جفا کن دردی است درد مُرد ن ؛ کان را دوا نباشد پس من چگونه گويم ، کاين درد را دوا کن در خواب دوش پيری ، در کوی عشق ديدم با دست اشارتم کرد ، که عزم سوی ما کن ! گر اژدها است بر ره ، عشقی است چون زمرد از برق اين زمرد ، هين دفع اژدها کن
غزل 2039 ديوان شمس
کلمات کلیدی:
|
|
| شاه رفت با سه روز تاخير .... |
| ساعت ۱۱:٤۳ ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٢ |
|
Πخبرهای کوتاه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مي دانستيد نيمي از زنان كانديدا رد صلاحيت شده اند ؟ ديوان عدالت اداري : زندان انفرادي جرم است گفت و گوي نيويورك تايمز با «شهره آغداشلو» گفت و گوي ايسنا با «قاسم كشكولي» فرهنگيان هم مي توانند خود را باز خريد كنند ساعت تحويل سال 83 را هم اينجا بخوانيد بوش هنوز سربازي نرفته است
Δ بعد از خبر ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شاه رفت با سه روز تاخير .... بيست و ششم ديماه هزار سيصد و پنجاه و هفت روزي بزرگ براي ملت ايران است . چه آنان كه با اقلاب همراه شدند اين روز را مهم مي دانند و چه آنان كه با سلطنت بودند . ----------------- قول داده بودم از جشنواره مطبوعات بنويسم . اين هم نتايج جشنواره : در مراسمي كه روز پنجشنبه هفته گذشته برگزار شد ، پس از قرائت بيانيه هيات داورانتوسط فريدون نوزاد، نفرات برتر دومين جشنواره مطبوعاتمحلي استان گيلان معرفي شدند كه به قرار زير ميباشد: رشته سر مقاله: رشته ستون (مقاله ويژه): مقاله سياسي: مقاله اقتصادي: مقاله اجتماعي: مقاله فرهنگي و هنري: مقاله ورزشي: مقاله انديشه و معارف نقد اقتصادي و اجتماعي: نقد فرهنگي و هنري: نقد سياسي: طراحي و گرافيك گزارش: مصاحبه: خبر: تيتر: طنز تصويري طنز مكتوب ادبيات باگرايش شعر فارسي: ادبيات گرايشي داستان كوتاه فارسي: همچنين در پايان اين مراسم رييس سازمان مديريت وبرنامهريزي استان به سه نفر از كساني كه به روزنامهنگاريتوسعه پرداختند جوايزي اهداكرد:
کلمات کلیدی:
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
|
|









